ابراهيم عاملي ( موثق )
349
تفسير عاملي ( فارسي )
معنى لغات : ليبلونّكم - از مصدر بلو و بلاء بفتح با بمعنى آزمايش و تجربه تنال - ه - از مصدر نيل بمعنى به مقصود رسيدن . رماح - جمع رمح با ضمّ راء بمعنى نيزه . حرم - جمع حرام ، ضدّ حلال و آنچه ممنوع است ، ماههاى حرام كه ذيقعده و ذيحجّه و محرّم و رجب باشد ، شخص محرم كه در ماه حرام و در لباس احرام باشد ، و در لغت ميگويند : « رجل حرام و قوم حرام » و نيز جمع حريم است كه زن و اطراف خانه و حريم شخص باشد . نعم - بفتح نون و عين بمعنى شتر و گاو و گوسفند با هم و بگفته ى زجّاج شتر تنها را نيز ميگويند ولى گاو و گوسفند تنها را « نعم » نمينامند ، و جمع آن انعام بفتح همزه است . و هديا - حيوان تقديم شده براى حرم ، هر چيز داراى حرمت . سيّارة - قافله و كاروان و ستاره ئى كه دور خورشيد ميچرخد . قلائد - جمع قلاده بمعنى گردنبند و آنچه زينت گردن است . ترجمه 97 : اى كسانى كه بدين اسلام گرويديد خدا شما را [ بهنگام احرام ] ميآزمايد كه با دست و نيزه ى خود شكارى كنيد تا دانائى خداوندى نمودار شود چه كسى در نهان از او ميترسد [ و فرمان او ميبرد ] پس هر كس زين پس فزونخواه و متجاوز شد آزارى دردناك براى او بود . اى مؤمنان 98 به هنگام